چطور با هوش مصنوعی ایدهمو بسازم وقتی پول ندارم؟

امروز بهترین زمانِ تاریخ برای ساختنه
۳ آبان ۱۴۰۵ · ۴ دقیقه
اگه فکر میکنی برای ساختنِ ایدهت اول باید پول جمع کنی، داری با قانونهای سالِ ۱۹۳۷ بازی میکنی.
- تو:
برای ساختنِ ایده واقعاً پول لازمه؟
- مهدی:
اگه فکر میکنی برای ساختنِ ایدهت اول باید پول جمع کنی، داری با قانونهای سالِ ۱۹۳۷ بازی میکنی. اون سال، ساختنِ یه کارتونِ ۸۳ دقیقهای حدودِ ۷۵۰ تا هنرمند و نزدیکِ دو میلیون نقاشی لازم داشت.
امروز؟ یه میز، یه لپتاپ، و یه ایده.
برای همینه که میگم: امروز، بهترین زمانِ تاریخ برای ساختنه. ولی یه شرط داره؛ آخرِ ویدیو بهت میگم چیه.
- تو:
ساختنِ یه انیمیشن تو دههی ۳۰ چقدر سخت بود؟
- مهدی:
فرض کن وسطِ یکی از استودیوهای قدیمیِ دیزنی وایسادی. یه اتاق پر از نورِ زردِ چراغها، بوی کاغذ و رنگ، و روی هر میز یه کوه طراحیِ نیمهتموم.
هنرمندا ساعتها روی میزهای طراحی خم شدن، فقط برای اینکه یه حرکتِ ساده جون بگیره. یه پلک زدن.
یه لبخند. چند قدم راه رفتن.
همین چند ثانیه، کارِ چند هفتهی ماست. هر ثانیهی فیلم، ۲۴ تا فریمه.
اون دو میلیون نقاشی رو یه جورِ دیگه ببین: اگه یه نفر تنها، روزی هشت ساعت، هر ده دقیقه یه نقاشی میکشید، بیشتر از صد سال طول میکشید. بودجهش قرار بود پونصد هزار دلار باشه؛ آخرش شد نزدیکِ یک و نیم میلیون.
تو هالیوود اسمشو گذاشته بودن «حماقتِ دیزنی». یعنی اون روزا، ساختن قبل از هر چیزی سرمایه میخواست.
اگه ایده داشتی ولی پول نداشتی، به احتمالِ زیاد اون ایده برای همیشه تو همون دفترچهی یادداشت میموند.
- تو:
هوش مصنوعی چی رو عوض کرده؟
- مهدی:
ولی امروز، انگار یکی قانونهای بازی رو از نو نوشته. همون رؤیایی که یه روز یه استودیوی بزرگ، صدها متخصص و یه بودجهی هنگفت لازم داشت، حالا میتونه روی میزِ یه نفر، پشتِ یه لپتاپ به دنیا بیاد.
نه چون ساختن آسون شده؛ چون ابزار دیگه بزرگترین مانع نیست. هوش مصنوعی فقط یه تکنولوژیِ جدید نیست؛ شبیهِ یه موجه که آرومآروم مرزهای قدیمی رو پاک میکنه.
مرزِ بینِ طراح و برنامهنویس. بینِ نویسنده و فیلمساز.
بینِ ایده و اجرا. امروز یه نفر میتونه محصول طراحی کنه، تصویر بسازه، ویدیو تولید کنه، تحلیل کنه، کد بزنه و اولین نسخهی یه کسبوکار رو سرِ پا کنه.
کارهایی که تا همین چند سال پیش، بدونِ یه تیمِ کامل تقریباً غیرممکن بود. همین ویدیو هم همینجوری ساخته شده: یه ایده، یه لپتاپ، و چند تا ابزارِ هوش مصنوعی.
- تو:
تو عصرِ هوش مصنوعی، مزیتِ رقابتی چیه؟
- مهدی:
سالها فکر میکردیم موفقیت یعنی منابعِ بیشتر: تیمِ بزرگتر، سرمایهی بیشتر، امکاناتِ بیشتر. ولی انگار داریم وارد دورهای میشیم که مزیتِ رقابتی، بیشتر از همیشه به کیفیتِ ایدهها بستگی داره.
شاید بزرگترین اتفاقِ عصرِ هوش مصنوعی همین باشه: قدرتِ ساختن رو از انحصارِ سازمانهای بزرگ درآورده و داده دستِ ذهنهای کنجکاو. تو همچین دنیایی، برنده لزوماً کسی نیست که ابزارِ بیشتر یا پولِ بیشتری داره.
برنده کسیه که سؤالِ بهتری میپرسه، مسئلهی عمیقتری پیدا میکنه، و جرئت داره دنبالِ ایدهای بره که بقیه هنوز جدیش نگرفتن. وقتی ابزار دستِ همه هست، دیگه مزیت نیست.
چیزی که کپی نمیشه، سؤالِ توئه.
- تو:
هوش مصنوعی جای خلاقیتِ آدم رو میگیره؟
- مهدی:
یعنی هوش مصنوعی قراره جای خلاقیتِ ما رو بگیره؟ نه.
قرار نیست جای خلاقیتِ آدم رو بگیره؛ قراره فاصلهی بینِ تخیل و واقعیت رو کوتاهتر کنه. قراره اصطکاکِ بینِ «میخوام بسازم» و «میتونم بسازم» رو کم کنه.
شاید سالها بعد، وقتی به این روزا نگاه کنیم، بگیم این همون وقتی بود که سرمایه جاشو داد به ایده، و ابزار اومد در خدمتِ تخیل. برای همینه که میگم: امروز، بهترین زمانِ تاریخ برای ساختنه.
- تو:
از کجا شروع کنم؟
- مهدی:
پس اگه این روزا یه ایده تو ذهنته، بیتفاوت از کنارش رد نشو. یه جا یادداشتش کن.
رو کاغذ، تو نوتِ گوشی، حتی پشتِ یه قبضِ قدیمی. لازم نیست کامل باشه.
لازم نیست بینقص باشه. کافیه وجود داشته باشه.
بعد یکی از ابزارهای هوش مصنوعی رو باز کن و بذار همون جرقهی کوچیک، اولین قدمشو برداره. شاید بشه یه تصویر.
شاید یه محصول. شاید یه استارتاپ.
شاید چیزی که چند سال دیگه زندگیِ خودت و میلیونها نفر رو عوض کنه. یادته گفتم یه شرط داره؟
شرطش اینه: امروز، فاصلهی بینِ یه ایده و ساختنش، فقط به اندازهی تصمیمِ تو برای شروعه. تو کامنتا بنویس: اولین چیزی که میخوای امروز بسازی چیه؟
فکر کن. یادداشت کن.
و بساز. از این جنس حرفها، توی کانالِ تلگرامم بیشتر میزنم.
آیدیش روی صفحهست. رویاپرداز باش، با ذهنی نامحدود.