مهدی حسینی

چطور مثلِ ایلان ماسک از اصول اولیه فکر کنیم؟

چطور مثلِ ایلان ماسک از اصول اولیه فکر کنیم؟این گپ از دلِ این ویدیوئه ویدیو رو تو یوتیوب ببین۵:۱۵

فرضو بشکن، از صفر بساز

۴ آبان ۱۴۰۵ · ۴ دقیقه

همیشه همین‌جوری بوده؟ شاید وقتشه فرضتو بشکنی و از صفر بسازی.

  1. تو:

    تفکر از اصول اولیه چطور قیمتِ باتری رو از ۶۰۰ به ۸۰ دلار رسوند؟

  2. مهدی:

    سالِ ۲۰۱۲ خیلیا مطمئن بودن باتریِ ماشینِ برقی همیشه گرون می‌مونه؛ چون همیشه گرون بوده. قیمتش حدودِ ۶۰۰ دلار برای هر کیلووات‌ساعت بود.

    ولی ایلان ماسک یه سؤالِ ساده پرسید: این باتری اصلاً از چی ساخته شده؟ کبالت، نیکل، آلومینیوم، کربن، یه کم پلیمر و یه قوطیِ فلزی.

    اگه همه‌ی این مواد رو از بازارِ فلزاتِ لندن می‌خریدی، می‌شد حدودِ ۸۰ دلار. اسمِ این طرزِ فکر رو گذاشتن «تفکر از اصول اولیه».

    تا آخرِ این ویدیو یاد می‌گیری خودت چطور قدم‌به‌قدم ازش استفاده کنی.

  3. تو:

    تفکر از اصول اولیه چیه و چه فرقی با قیاس داره؟

  4. مهدی:

    بیشترِ وقتا ما با «قیاس» فکر می‌کنیم: یه کاری رو می‌کنیم چون بقیه همین‌جوری کردن، یا چون همیشه همین‌جوری بوده. قیاس بد نیست؛ سریعه و انرژیِ کمی می‌خواد.

    ولی معمولاً فقط یه نسخه‌ی کمی بهتر از همون چیزی می‌سازه که قبلاً بوده. تفکر از اصول اولیه برعکسه: مسئله رو اون‌قدر می‌شکنی تا برسی به چیزایی که واقعاً مطمئنی درستن؛ بعد از همون‌جا دوباره می‌سازیش.

    این ایده تازه نیست. بیشتر از دو هزار سال پیش، ارسطو اصلِ اولیه رو این‌جوری تعریف کرد: اولین پایه‌ای که یه چیز از اون شناخته می‌شه.

    مثلِ لگو: به‌جای اینکه فقط قلعه‌ی آماده رو ببینی، قطعه‌هاشو می‌بینی. و با همون قطعه‌ها، می‌شه یه چیزِ کاملاً جدید ساخت.

  5. تو:

    ایلان ماسک، فاینمن و پیتر تیل چطور این‌جوری فکر می‌کنن؟

  6. مهدی:

    حالا ببینیم آدمای بزرگ چطور این‌جوری فکر کردن. اولیش خودِ ماسکه.

    وقتی می‌خواست اسپیس‌ایکس رو راه بندازه، پرسید: یه موشک از چی ساخته شده؟ آلومینیوم، تیتانیوم، مس و فیبرِ کربن.

    خودش تو مصاحبه با مجله‌ی وایرد گفت: قیمتِ این مواد، حدودِ دو درصدِ قیمتِ معمولِ یه موشک بود. یعنی از هر صد دلار، فقط دو دلارش مالِ خودِ مواد بود.

    بقیه‌ش؟ روش‌های قدیمی و «همیشه همین‌جوری بوده».

    دومی ریچارد فاینمنه، فیزیک‌دانِ برنده‌ی نوبل. سالِ ۱۹۸۶، بعد از فاجعه‌ی شاتلِ چلنجر، وسطِ جلسه‌ی تحقیق، یه تیکه از لاستیکِ آب‌بندیِ شاتل رو گذاشت تو آبِ یخ.

    و نشون داد تو سرما، این لاستیک دیگه به حالتِ اولش برنمی‌گرده. بدونِ حرفای پیچیده؛ فقط رفت سراغِ خودِ واقعیت.

    یه جمله‌ی معروف هم داره: اصلِ اول اینه که خودتو گول نزنی؛ و تو راحت‌ترین آدم برای گول خوردنی. سومی پیتر تیله، نویسنده‌ی کتابِ «صفر به یک».

    اون از آدما یه سؤال می‌پرسه: کدوم حقیقتِ مهم رو قبول داری که آدمای خیلی کمی باهات موافقن؟ جوابِ این سؤال وقتی پیدا می‌شه که فرض‌های بقیه رو کنار بذاری و خودت از اول فکر کنی.

  7. تو:

    قدم‌به‌قدم چطور از اصول اولیه فکر کنیم؟

  8. مهدی:

    خب، خودمون چطور این کارو بکنیم؟ چهار تا قدم داره.

    یک: فرضتو بنویس. دو: بشکنش به اجزای اصلیش.

    سه: از هر جزء بپرس «از کجا مطمئنم؟». چهار: با چیزایی که موند، از نو بساز.

    سناریوی اول: می‌خوای یه کسب‌وکارِ کوچیک راه بندازی، مثلاً کیکِ خونگی. فرضت اینه: «اول باید یه مغازه و کلی سرمایه داشته باشم.» بشکنش.

    یه کسب‌وکار در اصل یعنی چی؟ یه محصول، یه مشتری، و یه راه که این دوتا به هم برسن.

    حالا بپرس: مغازه کدومشه؟ هیچ‌کدوم.

    مغازه فقط یکی از راه‌های رسیدن به مشتریه. از نو بساز: ده تا کیک برای دوستا و همسایه‌ها، یه صفحه تو اینستاگرام، و ببین کی دوباره سفارش می‌ده.

    سرمایه‌ی اولت شد خرجِ چند تا کیک، نه اجاره‌ی یه مغازه. سناریوی دوم: می‌خوای انگلیسی یاد بگیری، ولی فرضت اینه: «باید برم یه کلاسِ گرون، وگرنه نمی‌شه.» بشکنش.

    یاد گرفتنِ زبان در اصل یعنی چی؟ کلی شنیدنِ چیزایی که می‌فهمی، کلی حرف زدن، و یکی که اشتباهاتتو بگه.

    بپرس: کدومش فقط تو کلاس پیدا می‌شه؟ امروز پادکست، فیلم، و حتی هوش مصنوعی که باهات مکالمه تمرین کنه، دمِ دستته.

    کلاس شاید کمک کنه؛ ولی دیگه شرطِ لازم نیست. فرضو بشکن، از صفر بساز.

  9. تو:

    چه ربطی به ذهنِ نامحدود و رویاپردازی داره؟

  10. مهدی:

    و حالا مهم‌ترین بخش. بیشترِ دیوارهایی که جلومون می‌بینیم، از قانونِ فیزیک ساخته نشدن؛ از جمله‌ی «همیشه همین‌جوری بوده» ساخته شدن.

    ذهنِ نامحدود یعنی همین: قبل از اینکه بگی «نمی‌شه»، بپرسی «کدوم قانونِ واقعی می‌گه نمی‌شه؟» و رویاپرداز بودن یعنی رؤیاتو بزرگ ببینی، بعد مثلِ یه مهندس تیکه‌تیکه‌ش کنی، تا قدمِ اولش معلوم بشه.

    رؤیا مقصد رو نشون می‌ده؛ اصول اولیه، راهشو.

  11. تو:

    از کجا شروع کنم؟

  12. مهدی:

    یه «نمی‌شه» که خیلی وقته جلوتو گرفته، همین الان تو کامنت‌ها بنویس. بعد این چهار قدمو روش امتحان کن.

    شاید ببینی اون دیوار، از چیزی که فکر می‌کردی خیلی کوتاه‌تره. فرضو بشکن، از صفر بساز.

    از این جنس حرف‌ها، توی کانالِ تلگرامم بیشتر می‌زنم. آیدیش روی صفحه‌ست.

    رویاپرداز باش، با ذهنی نامحدود.